قسمت اولتصمیم دراکوصبح فردا، زمانی که در سرسرای بزرگ مشغول خوردن صبحانه بود، با دیدن پرفسور اسنیپ تصمیم خود را گرفت!تصمیمی که احساس کرد همان روزی که اسنیپ به او پیشنهاد کرده بود، باید آن را انجام میدادپیوستن به محفلاو با خود فکر کرد که این بهترین راهی است که هم میتواند با آن از جان پانسی محافظت کند هم اجازهندهد پاتر مقدس، پانسی را از او بگیردبنابراین با عجله لیوان آب پرتقال را سر کشید و با قدمهای بلند بطرف پرفسور اسنیپ رفت که همان لحظه از سرسرا خارج شددراکو پشت سر او رسید و با صدایی آهسته گفت-پرفسور ...پرفسور!اسنیپ سرش را به عقب برگرداند. از قیافه اش معلوم بود از اینکه دراکو را دیده است جا خ
برچسب: بهشت,شیرین,است,
نویسنده: کارن رستمیان
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 0:27